ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

زیر پنجره ی باز نشستم و دارم به این فکر می کنم که این روزها هر جایی چرخ می زنم چه واقعی چه مجازی، چیزی یا کسی پیدا نمیشه که بشه حتی یک ابسیلون از این دلتنگی و تنهایی و باهاش تقسیم کرد

دقیقا همین لحظه یه ماشین داره از کوچه رد میشه که صدای ترانه ی ناآشنایی ازش بلنده

ترانه من رو با خودش می بره به ناکجا آباد

حس دلتنگیم عمیق تر میشه

و تبدیل میشه به یک حس عجیب که انگار از کودکی باهام همراه بوده و فقط با بعضی صداها، بعضی نورها و بعضی عطرها خودش و نشون میده

ماشین داره دور میشه و ریتم ترانه ی ناشناس بین امواج هوا کم و زیاد و بعد گم میشه

صدای ترانه که به کلی ناپدید میشه، دلی که از من رفته دوباره بهم برمیگرده

حس عجیبی که گهگاه خودش رو نشون میده، دوباره تبدیل میشه به همون حسی که همه جا همراهمه: همون دلتنگی

هیچ وقت نفهمیدم این دلتنگی از کجا شروع شد؟ برای چی یا کی بود؟ دلیلش چی بود و چطور میشه رفعش کرد؟!

فقط از وقتی یادمه این دلتنگی همه جا همراهم بوده

 

دوباره داره صدا میاد

اما این بار صدای آهنگ و ترانه نیست

انگار صدای خش خشِ

صدا نزدیک و نزدیک تر میشه

اینطور که معلومه خش خش جاروی نارنجی پوش یا همون پاکبان محله ست، روی آسفالت کوچه

و چقدر بد

که بعضی ها بهش میگن بابا آشغالی

چرا نمیگن بابا پاکی؟ بابا تمیزی؟ بابا نظافت؟

مگه غیر از اینه که زباله و کثافت کوچه ها رو میروبه؟

مگه غیر از اینه که کوچه ها رو برای پاها و کفش های حساس ما برق میندازه؟

چرا آدمها اینطوری هستن؟!

چرا جای اسم ها رو با هم عوض می کنن؟!

چهل پنجاه سالشونه اما هنوز حرف زدن بلد نیستن!

کاش بعضی ها زبون نداشتن

ولی من اگر قرار بود چیزی نداشته باشم اون زبون نبود، چشم بود

چشمام مایه ی همه ی مصیبت های منن

 

صدای خش خشِ جارو داره کم و کمتر میشه

همیشه از خودم می پرسم نیمه های شب، تنهایی، این همه کوچه رو جارو کردن چه حسی داره؟

اونی که جارو می کنه به چی فکر می کنه؟

به بچه ش

به قول هایی که بهش داده؟

به کارهایی که فردا باید انجام بده؟

به کارهایی که هیچ وقت نمی تونه انجام بده؟

به درد دست های زنش؟

به کمر دردِ مادرش؟

به حرفی که دوستش پشت سرش زده؟

به معشوقه ش؟

به معشوقه ش

 

دلم گرفته

جوری که با نوشتن هم باز نمیشه

می خوام بخوابم

یه خواب طولانی

یه خواب ابدی

شاید چشم از این خواب که باز کنم تو رو ببینم

تویی که حتما درمون تمام دلتنگی هامی

تویی که جواب همه ی سوال هامی

تویی که نه هیچ کسی

و نه هیچ کجا

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

پیوست Andrew چرتکه چیست ؟ دانش Steve جراح زانو و لگن در شیراز | متخصص ارتوپد خوب در شیراز نقراب Michael برگ زیتون